توضیحات
کتاب «بوی خون و شکلات» نوشتهی فاطمه فانی، داستانی تاریک، روانشناختی و در ژانر گوتیک است که مرز میان توهم، واقعیت و جنون را در هم میشکند. داستان حول محور پسری به نام شایان میچرخد که در کشمکش میان دنیای روزمره و جهان وحشتناکِ درونِ خود، دست به جنایاتی هولناک میزند؛ جایی که خون و شکلات درهمآمیخته و تصویری سوررئال و ترسناک از یک زندگی ازدسترفته به نمایش گذاشته میشود.
در ادامه، روایت با ورود به زندگی دختر خانواده یعنی ماهرخ و نقلمکان آنها به خانهای مرموز در مجاورت جنگل ادامه پیدا میکند. ماهرخ در خانهی جدید با آینهای اسرارآمیز و موجودی به نام «بانوی تمام طلسمها» مواجه میشود که او را به دنیای تاریک جادو و گرگینه شدن پیوند میدهد. این اثر با بهرهگیری از نمادها و نظریههای روانکاوی، داستانی پرتعلیق و جذاب از رازهای پنهان در اعماق ذهن انسان و تاریکیهای جنگل را روایت میکند.
… از در آشپزخانه توو رفت. باقی خطِ اریبِ نور به چشمش آمد. زیرِ نورِ اریب، کاردی پشتِ شانههای مادرش فرورفته بود، و پاهایش، دو طرفِ صندلی، از پشتِ زانوها، خم شده بود. سرِ مادرش روی میز بود و از دهانش خون بیرون زده بود، و خون در امتدادِ مسیرش، با شکلاتِ آب شدهی روی میز طوری مخلوط شده بود که خون و شکلات، از هم قابل تشخیص نبود.
ایستاده، همانطور به قطرههای خون و شکلات نگاه کرد، بعد از آشپزخانه بیرون رفت. از پلهها بالا رفت. جلوی در اتاقِ کارِ پدرش ایستاد. پدر باید توو اتاقِ کارش باشد. باید نشسته باشد پشتِ میزش. فنجانِ قهوه یا شکلاتِ داغش را باید کنارِ دستش گذاشته باشد. و باز از نیمههای شب قبل تا الان، مشغولِ مطالعهی قراردادى یا تنظیمِ وکالتنامهای چیزی باشد. باید تا الان قهوه یا شکلاتِ داغ چندمش را مزمزه کرده باشد و باز گرمِ همان قرارداد یا وکالتنامه باشد.






هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.