توضیحات
شخصیت اصلی داستان، مرد عربی است به نام “نجیب “که در مکزیک زندگی میکند و صاحب رستورانی است; اما روزی آشپز و خدمتکار رستوران او را ترک کرده نجیب در جست و جوی آشپزی دیگر بر میآید.
او از بازار برده فروشها دختری به نام “گابریلا “خریداری کرده و به رستوران میآورد. با آمدن “گابریلا”، بر تعداد مشتریهای مغازه اضافه میشود.
با گذشت زمان، نجیب به گابریلا علاقهمند میگردد و…
این داستان عاشقانه در پس زمینه ای از تحولات اجتماعی و سیاسی در یک شهر در حال تغییر برزیل رخ می دهد.
نجیب، یک صاحب بار محلی، آشپز خود را از دست می دهد و شهر را ترک می کند تا با پسرش در شهر دیگری زندگی کند.
بیشتر داستان حول محور مشکلات نجیب و راه حلی است که همانطور که عنوان به وضوح نشان می دهد گابریلا است. گابریلا یک مهاجر است که به همراه عمویش (که در مسیر جان خود را از دست می دهد) و گروهی از افراد دیگر به دنبال کار در ایلهئوس می آیند.
نجیب در نهایت به بازار بردهها میرود، نامی که ایلهانها به بازاری میدهند که در آن کارگران مهاجر در جستجوی کار گرد هم میآیند، تا به دنبال آشپزی بگردد و در آنجا زنی کثیف را پیدا میکند – گابریلا. به طور خلاصه، پس از تمیز کردن، او نه تنها یک آشپز ایده آل، هم برای خانه و هم برای بار او، بلکه یک زن بسیار جذاب (و مایل) نیز می شود. مشکل اینجاست که بقیه مردها اینطور فکر می کنند. آیا می تواند با او ازدواج کند؟
خورخه آمادو
ترجمه ی اسکندر تمرز






هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.